دلنوشته

هان اي امواج خروشان …

نوشته شده توسط گروه فرهنگی امیدواران

هان اي امواج خروشان كه قايق شكسته ام را بسوي نابوديها و ظلمتها و كزيها سوق مي دهيد.
واي طوفانهاي خشمگين كه بحال افسرده ام عنايت نداريد و با نغمه ترسناك خود در اين ورطه موقت آزارم مي دهيد.
واي ابرهاي جهالت و غفلت كه در برابر خورشيد اميدم صف كشيده ايد و رخصت بهره گيري از خورشيد اميدم را از من سلب كرده ايد.
آيا پنداشته ايد كه مغلوبم ساخته ايد و شكستم داده ايد و به منجلاب تباهيم افكنده ايد نه اينگونه نيست.

بدانيد كه هرظلمتي را نوري است و خروش و تلاطم شما اي امواج و استحكام شما اي كوهها ، و ثبات شما اي ابرها ناپايدار است.

بدانيد كه تيرهاي جهالت و غلت و فراقت شما در دلي اثر دارد و در قلبي منزل بگيرد كه نور اميد و انتظار و اعتقاد به مهدويت در آن خاموش است اما وجود من به تابش آن ماه اميد روشن است، اي امواج خروشان كشتي نجاتم اوست، اوست مهدي حجه ابن الحسن العسكري.
آري مهدي كه تمام يأسها را به اميد مبّدل سازد و در درياي تير گيها روشني آفريند.
هان اي درياي بيكران انسانها و لمس كنندگان موج ذّلت در اقيانوس ضلالت كه لحظات پرمشقّت حيات را مي گذرانيد گردهم آئيم و هم آواز شويم و خطاب به ماه اميد هستي مهدي ندادهيم كه:
اي مهدي ، اي روشنيمان در تاريكيها، اي اميدمان درنوميديها ، اي كشتي نجات در اقيانوس ضلالت و امواج خروشان غفلت، باز آي كه جهاني زتوجان گيرد.
باز آي كه مستضعفان وشيعيان مستعّد پذيرش تواند
باز آي كه عاشقان پروانه گونه شمع وجودت در انتظار تواند.

 
منبع: گروه فرهنگی امیدواران

درباره نویسنده

گروه فرهنگی امیدواران

دیدگاهتان را بنویسید

دو × 2 =