صوتي صوتي (سرود, مداحی و...)

داستان مرد قصاب و امیرالمونین علی علیه السلام + صوتی

نوشته شده توسط گروه فرهنگی امیدواران

wasaya_alaweya_by_ibrastyl

ردیف نام دریافت فایل پخش آنلابن
1 داستان مرد قصاب و…  
توجه: جهت دریافت فایل بر روی آیکون کلیک راست کرده و save link az یا save traget az را انتخاب نمایید

حتماْ قبل از خواندن متن فایل صوتی را گوش دهید.

*****

حضرت اميرالمومنين عليه السلام در كوچه هاي كوفه قدم مي زد كنيزي را ديد كه گريه مي كند.

فرمود: چرا گريه مي كني؟
كنيز گفت:
ارباب من پولي داد تا گوشت خريداري كنم، حال كه گوشت را خريده به منزل بردم ارباب مي گويد:
گوشت مرغوب نيست پس بده،
و قصاب نيز قبول نمي كند،
نه قصاب مي پذيرد، ونه صاحب من، مرا به منزل راه مي دهد.
امام علي عليه السلام همراه آن زن به قصابي آمد، واز قصاب خواست كه گوشت را عوض كند، يا پول آن را بدهد.
قصاب عصباني شد، و چون حضرت اميرالمومنين عليه السلام را نمي شناخت، مشتي بر سينه امام كوبيد و گفت:
از مغازه خارج شو، اين معامله به شما ربطي ندارد.
امام علي عليه السلام مشت آن قصاب را تحمل كرد و بيرون آمد و كنيز را به خانه اربابش برد.
آنها حضرت اميرالمومنين عليه السلام را شناختند و احترام گذاشتند، و آن كنيز را با محبت پذيرفتند.
اما همسايگان قصاب اطراف او جمع شده، گفتند:
مي داني مشت بر سينه چه كسي نواختي؟
آن شخص حضرت اميرالمومنين عليه السلام بود.
مرد قصاب امام علي عليه السلام را بسيار دوست مي داشت، اما نمي شناخت، از جسارت و گناه خود در نزد امام فراوان عذر خواهي كرد.
و برخي نوشتند كه:
با ساطور قصابي آن دست كه بر سينه امام كوبيد را قطع كرد، كه حضرت اميرالمومنين عليه السلام ضمن دلداري او را شفا داد.

سخنران: مرحوم خبازیان

منبع: بحارالانوار ج41، ص 203-204 و یا الخرائج و الجرائح، ج2، ص758-759

 
منبع: Iman Toosi

درباره نویسنده

گروه فرهنگی امیدواران

دیدگاهتان را بنویسید

10 − هشت =

۲ دیدگاه